با باورهای نادرست در مورد بیماری روانی چه کنیم؟
با باورهای نادرست در مورد بیماری روانی چه کنیم؟

اولین اقدام برای مبارزه با باورهای غلط انجام دادن کارهای فرهنگی و بالا بردن سطح آگاهی مردم است. باید با این باور های غلط مبارزه کنیم.

باید این پندار را از میان برداریم که انکار بیماری های روانی، درمان ناپذیر یا خطرناک، هستند. باید تا حدامکان شرایطی فراهم کنیم که بیمار درمان ناپذیر با خطرناک نداشته باشیم یا کم داشته باشیم.

باید تلاش کنیم تا بیماری ها را بهتر کنترل کنیم  وبیماران را زیر نظر داشته باشیم.

 

چه موقع می توان گفت که فرد به بیماری روانی مبتلا شده است؟

بهتر است از سه زاویه یا دیدگاه به آن نگاه کنیم. 

اول دید گاه خود فرد نسبت به خودش است. به هر حال شخص تا حدود زیادی می داند که چه حالت هایی غیر طبیعی است و اگر حالت های غیر طبیعی در او به وجود بیا یید، او را نگران می کند.

 

حس، نظر و شناخت خود فرد مهم است.

 

هر فرد احساس آرامشو راحتی خودش را می شناسد و آن را دوست دارد، ولی وقتی بعضی معادل های جسمی خلق، مثل اختلال در خواب و اختلال در اشتها و انرژی، آن آرامش و راحتی را به هم بریزد، فرد خیلی زود خسته، تحریک پذیر و عصبانی یا بی حوصله و زودرنج می شود.

در مجمو ع هر تغییری که هنجار زندگی را به هم بریزد، نشانه آن است که مشکلی پیش آمده و ممکن است شخص بیمار شده باشد.

دوم، دیدگاه اطرافیان به فرد است، آنهایی که نشانه های رفتاری جدید را در فرد مشاهده می کنند، این نشانه ها در پدیدارشناسی بیماری های روانی به دو دسته تقسیم می شوند.

اول نشانه های هستند که تا خود بیمار به زبان نیاورد کسی متوجه آن ها نمیشوند. این نشانه ها را نشانه های ذهنی می نامیم.

مثلا تا فردی سر درد خود را بیان نکند، کسی متوجه سر درد او نمی شود.

دوم نشانه های (عینی) یا آشکارا هستند. نشانه هایی که دیگران می بینند، چه فرد به زبان بیاورد و چه به زبان نیاورد.

این نشانه ها در گفتار و رفتار، ظاهر فرد و یا در تحول حالت های همیشگی اش پدید می آیند. در این صورت به بیماری فرد پی می برند و در سلامت روان او دچار تردید می شوند.

 

چند نشانه برای تشخیص بیماری روانی معینی کفایت می کند؟

با یکی دو نشانه نمی توان گفت کسی بیمار است و یا بیماری معینی را تشخیص داد.

مجموعه معینی از علائم لازم است تا بتوانیم تشخیص بدهیم که کسی به یک بیماری مبتلا شده.

مثلا در مورد افسردگی عمیق، بیمار دست کم باید دو هفته یک مجموعه علائم را نشان بدهد.

افسرده باشد و احساس خلق افسرده کند، علاقه هایش کاهش پیدا کند، از زندگی لذت نبرد و کسانی را که قبلا دوست داشته، نتواند دوست بدارد، بدون این که رژیم غذایی گرفته باشد یا بیماری خاص جسمانی داشته باشد کاهش وزن پیدا کند، اختلال خواب چه به صورت پرخوابی و چه به صورت کم خوابی داشته باشد، کندی حرکت و بی قراری روانی در او دیده شود، احساس بی ارزشی و گناه داشته باشد، هر روز احساس خستکی کند، فکر مرگ و خود کشی ذهنش را مشغول کند، تمرکز ودقتش کاهش پیدا کند و… این نشانه ها در مجموع خبر از افسردگی اساسی و ریشه ای می دهند.

برای تشخیص دادن بیماری های روانی باید مجموعه ای از علائم را علاوه بر یک سری شروط مثل شرط زمانی، مد نظر داشت یعنی اگر کسی یک روز احساس افسردگی دچار شده بیماری روانی ندارد، مگر این که دو هفته به طور مداوم یک دسته از علائم افسردگی را نشان بدهد.

ضوابط تشخیص بیماری روانی در کشورها و مکاتب مختلف روانشناسی متفاوت است ولی به طور کلی، معمولا باید چند نشانه در مدت زمان مشخص وجود داشته باشد تا بتوان بیماری را تشخیص داد.

 

 

 

فیلم مصاحبه تلویزیونی در مورد وسواس فکری



شماره های تماس با صدای زندگی

You may also like

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با باورهای نادرست در مورد بیماری روانی چه کنیم؟

0