پرسش و پاسخ
درمان قطعی وسواس فکری
 

لطفا هرگونه سوالی در مورد درمان قطعی وسواس فکری – اجبار ، درمان قطعی اضطراب و استرس، درمان قطعی فوبیا را در این قسمت مطرح کنید.

تمامی سوالات شما در اولین فرصت ممکن خوانده و سپس پاسخ داده خواهد شد.

919 دیدگاه در “پرسش و پاسخ

  1. من مرد مجرد ۳۳ ساله ام حدود ۱۷ سال پیش دچار نوعی از وسواس شدم و تا امروز ادامه دارد در این وسواس دائما افکار جنسی که من اصلا نمیخواهم در ذهنم باشند می آید مخصوصا زمانی که به هر دلیلی ( چه در خواب یا بیداری و …) دچار انزال میشوم بشدت این افکار حمله ور میشوند و تا انجام برخی کارهای ذهنی مثل خوره مغزم را میخورند و عذاب وحشتناکی دارم و وقتی کارهای ذهنی را دقیق و مطابق میلم انجام میدهم آرام میشوم .بشدت احساس گناه میکنم و از خودم متنفرم به خاطر این بیماری نمیتوانم ازدواج کنم چون ازدواج و هر رابطه جنسی مساوی است با وسواس کشنده که اصلا تحمل کردنی نیست و فقط باید کارهای ذهنی را درست انجام دهم و خودم را بتوانم قانع کنم که این هم بسادگی میسر نمیشود یعنی وقتی کارهای ذهنی را انجام میدهم وسواس حمله ور میشود و انجام این ساعتها و حتی چند ماه طول میکشد و در این مدت عذابی وحشتناک را باید تحمل کنم من دچار اضطراب اجتماعی، افسردگی هستم و هر چه سنم بالا میرود چون جوانی و سن ازدواج و موقعیتها یکی پس از دیگری از بین میرود بشدت دچار استرس هستم حدود ۸ سال پیش یک سال دارو درمانی کردم که چون آنموقع سنم کم بود و استرس الان را نداشتم دارو حدود ۷۰ درصد تاثیر گذاشته بود ولی دارو را قطع کردم و دوباره از حدود ۱۳ ماه پیش تا الان در پی شدت وسواس به روانپزشک مراجعه کردم و دارو مصرف میکنم ولی اینار دارو اثر سابق را ندارد و فقط کمی حدود ۴۰ درصد وسواس را مهار کرده آیا این بیماری من هم درمان صد در صدی دارد یا باید تا آخر عمر این عذاب مهلک را تحمل کنم

    1. سلام
      برای درمان وسواس ها تیکنیک های روان درمانی وجود دارد که تاثیر آن از دارو بیشتر می باشد و برخلاف دارو درمانی که اثر آن وابسته به دارو می باشد، میتواند بصورت قطعی و طولانی اثر نماید
      جهت مشاوره بیشتر با پذیرش تماس بگیرید

      1. سلام تو رو خدا کمک کنید من رفتم دکتر دکتر گفت دچار وسواس فکری هستید و باید درمان شوید حالا قابل از اینکه وسواس دارم استرس شدید هم دارم دکتر باید درمان بشید مادرم منو نبرد گفت دارو زشته بخوری برا یک دختر زشته از الان دارو اعصاب استفاده کند دگر منو نبرد والان من دچار استرس شدید هستم که متاسفانه هیچکس منو درک نمکند میگه تو حسودی چه ربطی داره من دارم میمیرم از استرس به طوری کی می‌خوام خودمو بکشم

        1. سلام فاطمه خانم

          بین اضطراب و وسواس حلقه نامتنهای وجود داره به این صورت که اضطراب باعث به وجود اومدن وسواس در شما میشه و این وسواس باعث اضطراب شما میشه. بنابراین لازم هست تا نسبت به درمان حتما اقدام جدی انجام بدید.
          این یک طرز تفکر بسیار اشتباه و به شدت خطرناک است که افراد در روند درمانی که یک پزشک یا روانشناس (که سالها صرف تحصیل، آموزش و تجربه صرف کرده) دخالت میکنن. قطعا اگر مشکلی در این زمینه وجود داشته روانپزشک نسبت به مادر شما آگاه تر بوده و اقدامات لازم را انجام میداد.
          موضوع بعد این هست که برای درمان وسواس، دارو درمانی الزامی نیست و روش های رواندرمانی متعددی برای درمان اضطراب و وسواس وجود دارند که بدون دخالت دارو، کار درمانی را انجام می دهند. مصرف دارو عموما برای کاهش یا تسکین موقت این اختلال می باشد که فرد به شرایط مناسبی برای شروع رواندرمانی برسد نه اینکه با دارو کاملا این مشکل برطرف بشه.
          اضطراب اختلالی هست که اکثر جامعه باهاش درگیر هستن و تو افراد مختلف ممکنه با شدت کمتر یا بیشتری نمود پیدا کنه.
          حتما نسبت به درمان خودتون جدی و مصمم باشین.

    2. سلام قربان کانال تلگرام یا اینستاگرام دارین؟ اگه دارین ممنون میشم بفرستین

  2. با سلام
    من حدود چند ماهه با یه آقایی نامزد شدم و خیلی بهم علاقه داریم و بسیار مهربون و دلسوزن.ولی به تازگی ایشون بهم گفتن دچار بیماری وسواس و افسردگی هستن قبلا حاد بود ولی الان نیست.میخواستم بدونم میشه با چنین فردی ازدواج کرد؟لازم به ذکره که ایشون در حال دارو درمانی هستن.

    1. سلام
      اختلال وسواس درمان پذیر می باشد و جای نگرانی وجود ندارد. اختلال وسواس در صورتی که جدید گرفته نشود و مورد درمان قرار نگیرد به مرور شدت گرفته و دامنه آن نیز گسترده تر می شود که علاوه بر فرد اطرافیان وی را شدیدا آزار می دهد.
      یکی از مشکلات دارو درمانی این است که تنها اثر این اختلال را کم می کند و با قطع مصرف وسواس ها ممکن است به شکل دیگری باز گردد.
      توصیه می شود اختلال وسواس را زیر نظر روانشناس بالینی و با تکنیک های روان درمانی ، بصورت قطعی درمان کنید.

  3. سلام جناب دكتر من مدتهاست كه دچار فوبياي شديد پرواز هستم. زندگيم نابود شده. تو عسلويه كار ميكنم و تمام ماموريت هام رو كنسل كردم. وقتي ميخوام پرواز كنم يك هفته دارم خواب ميبينم. واقعا دارم اذيت ميشم. سايت شما رو بهم معرفي كردن. خواهش ميكنم كمكم كنيد.

    1. سلام
      فوبیای پرواز درمان پذیر می باشد و موارد مشابه زیادی مانند شما بودن که فوبیای آنها کامل درمان شد.
      جهت اطلاعات بیشتر میتونید با پذیرش تماس بگیرید.

  4. سلام آقای دکتر من دختری ۲۱ساله هستم و یک سال و ۹ماهه که عقد کردم متوجه شدم همسرم همجنسگراست به نظر شما این بیماری درمان داره؟از نظر شما چه کاری باید انجام بدم؟

    1. سلام
      در این مورد دو نکته باید با دقت بررسی شود. اول اینکه اگر همسر شما همجنسگرا هست، دلیل ازدواج ایشان با شما چه می باشد؟ نکته دوم نیز این است که شما چگونه از مشکل ایشان مطلع شدید؟
      اختلال های جنسی مانند هر اختلال دیگری قابل درمان می باشد و نیاز هست تا همسر شما، خود برای درمان اقدام کند.
      در صورت تمایل می توانید با پذیرش تماس بگیرید

      1. من تلگرامشو هک کردم متوجه شدم و وقتی ازش دلیل ازدواجو پرسیدم گفت که ازدواج کردم خوب بشم اما نتونستم خیلی هم زیاد با همجنس خودش در ارتباطه و رابطه ی جنسی داره باهاشون من نمیدونم که با این وضعش اگه دکتر بره خوب میشه یا غیرقابل درمانه و طلاقمو بگیرم ۱ ساله که متوجه شدم و تو این یک سال هیچ تلاشی برای خوب شدنش نکرده تا اینکه خودم بهش گفتم میخوای چیکار کنی گفت برام وقت دکتر بگیر.

  5. سلام آقای دکتر
    وقتتون به خیر
    آقای دکتر من سال گذشته بهمن ماه دچار وسواس فکری آسیب به خود یا دیگران شدم.
    توی همینجا از شما مشورت گرفتم فرمودید پیش متخصص بالینی برم
    به خاطر بعد مسافت همون شهرستان رفتم و نشد خدمت شما بیام
    در حال حاضر قرص آسنترا مصرف می کنم
    چند وقت بود واقعا حالم خوب شده بود و خیلی به زندگی امیدوار بودم
    اما چند روزه به خاطر پایان نامه اضطرابم زیاد شده و احساس های بی انگیزگی به زندگی و وسواس آسیب به خود دوباره برگشته و همه ی انرژی من رو گرفته
    الان خیلی بیشتر از قبل ترسیدم و ناامید شدم. ینی این بیماری تو وجود من نهادینه شده که با یه اضطراب خیلی معمولی همه ی افکار و ناامیدی ها برگشته؟
    تا دو روز پیش خیلی عالی بود حالم در حدی که قرصم رو هم داشتم قطع می کردم ولی دوباره روز از نو روزی از نو …..

    دکترایی که شهرستان رفتم پیششون که خیلی کاری نکردن برام و راه حل های خاصی ندادن بیشتر خودم با حفظ قرآن و ورزش حالم رو بهتر کردم.

    سوالم اینه آیا واقعا راهی وجود داره این مشکل تو وجود آدم ریشه کن بشه؟؟؟ بالاخره زندگی پر از مشکلات و اضطرابای زیاده. هر مشکلی بخواد اینجوری آدم رو ناامید کنه که خیلی زندگی بد میشه.
    الان یک هفته مونده به دفاع پایان نامه م ولی کاملا انگیزم رو از دست دادم

    1. سلام
      مصرف دارو به تنهایی نمیتواند برای درمان قطعی وسواس مفید باشد و همواره بعد از بهبود نسبی که در اثر مصرف ایجاد می شود، وسواس های شما به شکل دیگری برمیگردد. (در واقع دارو را میتوان مانند نقش مسکن برای درد های جسمانی تصور کرد که با مصرف آن تنها اثر درد از بین می رود ولی مشکل به صورت ریشه ای درمان نمیشود)
      وسواس شما بطور کامل قابل درمان می باشد. درصورت تمایل به درمان زیر نظر بنده می توانید با پذیرش هماهنگ کنید تا در روز مناسب (حتی جمعه ها) برای شما نوبت رزرو نماییند.

      1. ممنون آقای دکتر
        با حرفای شما یه آرامش نسبی به دست آوردم. در حدی که بتونم این چند روز رو بگذرونم و دفاعم رو انجام بدم. ان شاالله بعدش بیام خدمتتون

  6. با سلام و عرض ادب خدمت دکتر اسماعیلی عزیز
    میخواستم بگم شما بی نظیر هستین و از نظر من بهترین دکتر روانشناس ایران هستین

  7. سلام دکتر . من ۲۳سالمه دچار وسواس فکری شدید ترس فکری و دیدنی خون شدم . داخل ذهنم خون مجسم میشه و افت فشار خون مگیرم . خانواده دارن کمکم میکنن حساسیت زدایی تدریجی ایا این مفید هست ؟ به روانشناس اعتمادم از بین رفته چون هزینه مالی زیادی ندارم و اغلب تجاری هستن و تخصص ندارن بعد پاسخ شما شاید وقت ویزیت شما رو بگیرم ممنون

    1. سلام
      هموفوبیا یا ترس از خون براحتی و در زمان كوتاه قابل درمان می باشد. حساسيت زدایی تدريجی يكی از روش های درمان فوبيای خون می باشد. در واقع در این روش شما یاد می گیرید چطور هیجان خود را در مواجه با عامل فوبیا کنترل کنید.
      در صورت تمایل می توانید با هماهنگی با پذیرش نوبت بگیرید.

  8. سلام
    بنده باتوجه به رشته ی تحصیلیم ک روانشناسی هست پی بردم ک وسواس دارم. در جمع بسیار حساس و مبادی آداب بودم، و البته افسرده . از بچگی عادت کندن پوست انگشتامو داشتم و دارم. الان که بیست و دو سالمه ارتباط اجتماعیم بهتر شده و سرحال ترم ولی علایم دیگه از اضطراب اذیتم میکنه. مدتی پیش به علت کمردرد بسیار به وضع سلامت جسمیم حساس شدم و بخاطر ترس شدید از بیماری دیسک کمر الان به مدت سه ماهه پرش عضلانی دارم.هنوز بعد از چند ماه که از فارغ التحصیلیم میگذره نتونستم تصمیم جدی به رفتن به دانشگاه یا خدمت بگیرم.
    چطور باید برای درمان قطعی اقدام کنم؟
    خیلی دوست دارم به شما مراجعه کنم ولی شهرستانم.

    1. سلام
      همانطور كه شما هم به آن اشاره كرديد ، شما دچار اختلال اضطرابي مي باشيد و براي درمان فوبياي بيماري نياز به مراجعه حضوري را داريد .
      لطفا براي درمان خود به يك روانشناس باليني متخصص در درمان اختلالات اضطرابي مراجعه نماييد .

  9. با سلام. من یکبار تجربه مسافرت با قطار دارم ‌که در اون سفر شب موقع خواب احساس نفس تنگی و اضطراب فراوان و کمبود اکسیژن داشتم. هرچند که اون سفر و رفت و آمد رو تحمل کردم. اما الان دوباره موقعیت سفر با قطار برای من پیش آمده که من کاملا مرددم از اینکه به سفر بروم یا نه؟ من امروز باید بلیط قطارم رو در صورتی که بخواهم بروم رزرو کنم. اما احساس این رو دارم که اگر سوار شوم احساس تنگی نفس و کمبود اکسیژن و تپش قلب خواهم کرد و از الان احساس اضطراب دارم. حالا این فقط یه احساس هست و من میتونم روش غلبه کنم یا باید از این سفر دوری کنم؟ ممنون میشم که من رو راهنمایی بفرمایید؟ اگر بخواهم یه توضیح کلی در مورد ترس هام بدهم من از پل هوایی و مکان هایی که تنگ، سقف کوتاه و بی هوا هست میترسم. ولی با جاهایی مثل آسانسور مشکلی ندارم.

    1. سلام
      در پاسخ به سوال اول، بله شما بايد خودتان را در موقعيت هايی كه ترس از آن را داريد قرار بدهيد.
      در پاسخ سوال دوم : شما برای مشاوره و درمان و حل مشكلات خود به بنده و يا يك روانشناس بالينی متخصص در اختلالات اضطرابی مراجعه نماييد.

  10. سلام، من جوانی ۲۷ ساله هستم. در دوره دانشگاه افسردگی شدیدی داشتم.و همچنین دوبار اقدام برای خودکشی داشتم. با این که قبل از دانشگاه نسبتا با استعداد و درس خون بودم، اما به دلیل افسردگی حتی نتونستم دانشگاه رو تموم کنم. و تمام وقتم رو صرف مطالعه کتابهای متفرقه کردم. فلسفه ُ، روانشناسی، هنر و … زندگی منو تغییر داد. من از خانواده ای بسیار مذهبی هستم و خودم هم مذهبی بودم. اما الان اصلا مذهبی نیستم و حتی به خدا هم اعتقاد ندارم. مساله اینجاست که اطرافیان من نمیدونن. و من تا حدودی ظاهر سازی میکنم. الان بخاطر رها کردن دانشگاه و رفتن به سوی کار مورد علاقه ، موسیقی و هنر و خوندن کتابای روانشناسی و خودشناسی خیلی حالم بهتر است. اما هنوز درمان قطعی نشده. سوالی که دارم اینه : من چطور میتونم تشکیل خانواده بدم؟ قبل دانشگاه به دختری علاقه داشتم که بدون درگیر کردن احساس بسیار مناسب بود. بعد متوجه شدم که ایشون هم به من بسیار علاقه دارن. اما من دیگه اون ادم قبل نیستم. با وجود علاقه ی زیادی که دارم بهش، اما حس میکنم گزینه ی مناسبی نیست. چرا که ایشون با وجود پیش زمینه های فکری و فلسفی قوی، هنوز مذهبی هستن. از طرف دیگه من به هیچ وجه نمیتونم همسر غیر مذهبی بگیرم. چون از طرف خانواده طرد میشم. و با توجه به عرف جامعه فکر نکنم کسی حاضر به این وصلت بشه. و الان تنها راهی که میبینم برای خودم زندگی تنهاست. که با توجه به زمینه ی بیماری و گرایشات خودم، یه مقدار تاریک میبینم این زندگی رو. سوال اول اینه آیا زندگی یک ادم مذهبی با غیر مذهبی مشکل ساز خواهد شد؟ اونم در این حد که یکی بسیار مذهبی باشد و دیگری به خداهم اعتقاد نداشته باشد؟ دوم اینکه من در مورد خودم چه راه حلی میتونم داشته باشم؟
    ممنون

    1. سلام
      در مورد سوال اول شما : بله ، قطعا مشكلات بوجود خواهد آمد و اين مورد را در نظر داشته باشيد كه شما هر شخصي را كه به عنوان همسر انتخاب مي كنيد، اخلاق و خصوصيات شما بايد مكمل همديگر باشد، حتی در نظر بگيريد كه همسرتان در آينده ٣٠ درصد از خصوصياتش بمراتب بدتر از حال امروز خواهد شد.
      با اين تفاسير از خود بپرسيد كه آيا شما آن فرد را برای ادامه زندگی انتخاب خواهيد كرد يا خير؟
      پاسخ سوال دوم: برای حل مشكلات خود به يك روانشناس مراجعه نماييد.

  11. سلام .من یک دختر ۱۸ساله هستم و ۳ساله که بیماری کندن مو دارم .امسال بدلیل استرس کنکور این عادتم بسیار شدید تر شده قسمن های وسط سرم کاملا سفید و بدون مو هستند .وقتی درباره ی بیماریه تریکو تیلومانیا تحقیق کردم دیدم ک تمام شواهد این بیماری را دارم .الان ک اینو فهمیدم بسیار حال بد تری دارم و شدید تر میکنم .مشاور بهم گفت باید برم روانپزشک و دارو افسردی اضطراب و…مصرف کنم ولی من میترسم چون حتما دارو ها خواب اورند ولی من باید برای کنکور درس بخونم.به نظر شما من چیکار کنم؟ ایا دارو راه درمان خوبیه ؟ و ایا هیپنوتیزم موثره ؟

    1. سلام
      وسواس موكنی بدون دارو و در جلسات كوتاه قابل درمان هستش. درواقع برای یک درمان قطعی استفاده از دارو معمولا پیشنهاد نمی شود چرا که دارو تنها مانند مسکن عمل می کند (مسکن ها درد را مهار می کنند و راه حلی برای درمانی مشکل نیستند).
      شما ميتوانيد نظرات كاربران در سايت را بخوانيد كه وسواس مو كنی آنها را درمان كردم. در صورت تمایل برای گرفتن وقت درمان با بنده، از طريق پذيرش اقدام كنيد.

  12. سلام آقا دکتر من برادرم وسواس شدید فکری دارن و خیلی اذیتش میکنه همیشه در حال فکر کردن ب چیز های الکی هست و در شست شو خیلی وسواس دارن وقتی حمام میرن دست میشورن چند بار این کار و میکنه و احساس میکنه هنوز پاک نیست استرس داره و خودش میگه گاهی ی ترس تو وجودمه میخاستم ببینم درمان داره چون خیلی گوشه گیر هست و درست هم توضیح نمیده چی اذیتش میکنه

    1. سلام
      بله، حتی وسواس های فكری شديد هم درمان دارند و فرد وسواسی می تواند زندگی عادی داشته باشد. اما به یاد داشته باشید گذر زمان همیشه باعث شدت گرفتن وسواس ها می شود و روند درمانی را سخت تر و طولانی تر می کند.
      اضطراب ما می تواند منجر به اجبار ها و رفتارهای وسواسی شود. برای درمان قطعی وسواس شما باید حتما نزد يك روانشناس بالينی متخصص در درمان وسواس مراجعه نمایید.
      در صورت تمایل می توانید برای دریافت نوبت با پذیرش تماس بگیرید.

  13. با سلام
    من پنجم ابتدایی بودم که ما رو بردند به توانبخشی که قدر سلامتی خودمون رو بدونیم که بعد از ان یه مدت تو شوک بودم و دلم میگرفت تا اینکه رفتم اول راهنمایی ماه محرم بود که یک لحظه حالم بد شد به داداشم گفتم تو رو خدا کمکم کن بعد از ان روز میترسدم از پدر و مادرم جدا بشم چون فکر میکنم فقط پدر و مادرم هستند که به دادم میرسند چندین موقعیت شغلی هم پیش اومده به دلیل وابستگی به پدر و مادرم نتونستم برم بعد اقای دکتر اومدم مطبتون بعد از پرونده شما فهمیدید که دچار وسواس فکری شدم چون شهرستانی بودم و مادرم عجله داشتند دو جلسه اومدم مشاوره ولی شما گفتید که نیاز دارید هنوز هم بیاید تو رو خدا کمکم کنید اقای دکتر هر چی هزینه شم باشه بهتون میدم ولی کاری کنید از این وسواس فکری در بیام اسمم امین براتی هست پرونده هم دارم

    1. سلام
      همانطور که گفتید شما روند درمانی خود را نیمه تمام رها کردید. مشکل وابستگی شما به مادرتان از همان موضوعی که عنوان کردید شروع شده و تا زمانی که نتوانید این موضوع را حل کنید این مشکل در زندگی شما اختلال ایجاد خواهد کرد.
      شما باید وقت بگذارید و مراحل درمانی را طی کنید و اگر شرایط برای مراجعه حضوری ندارید می توانید با پذیرش برای مشاوره تلفنی صحبت کنید و نوبت دریافت کنید.

  14. با سلام.من نزدیک به هشت ساله وسواس دارم و یه ساله مدام در مورد موضوعات مختلف احساس گناه میکنم..الان توهم قتل یک نفر تو ذهنم اومده که خودم میدونم توهمه…قبلشم توهم قتل افراد دیگه ای تو ذهنم بوده بدون هیچ شواهدی..به نظر شما روانشناس بالینی بهتر میتونه کمکم کنه و یا هیپنوتیزم و رفتن به موقعیت هایی که توهم میزنم قتل کردم؟ دکتر بیزحمت نظر قبلیمو که اسمم نوشته بودم پاک کنید و اینو به جای اون بزارید با تشکر

    1. سلام ، شما دچار وسواس فکری هستید . برای درمان نیاز است که به یک روانشناس بالینی متخصص در درمان وسواس مراجعه نمایید . هیپنوتیزم درمانی تاثیری در درمان وسواس ندارد . در صورت تمایل با بنده وقت مشاوره و درمان دریافت نمایید.

  15. سلام جناب دکتر خسته نباشید جوانی ۲۹ ساله هستم که غریب به ۵سال هست درگیری یک ترس شدیدی شدم که کلا زندگی را به کامم تلخ نموده شبها از ترس تاریکی و اینکه کسی همراه من است و من را مشایعت و تماشا میکند زندگی برایم شده جهنم .از جاهای تنگ تاریک میترسم .حتی وقتی کنار همسرم میخوابم میترسم .این موضوع بزرگترین معضل زندگی من شده است .کارم از دست داده ام بخاطر اینکه شبها از ترس نمیتوانم بخوابم و دیر میخوابم صبح نمیتوان بیدارشوم .اقای دکتر لازم به ذکر است که عنوان کنم اسن ترس در بچگی هم کمو بیش با من بود البته اینکه در جاهای تاریک یا تنهایی فکر میکردم کسی پشت سرم ایستاده یا همش پشت سرم یکی هست .واقعا خسته شده ام .لطفا منو راهنمایی کنید

    1. سلام
      شما دچار فوبيا و وسواس فكری شدید هستيد. نگران نباشيد، مشكل شما حل شدنی است و تنها نیاز به خواستن و همراهی شما دارد تا تمام این افکار و ترس ها از ذهن شما خارج شود.
      لطفا برای درمان خود مراجعه فرماييد.

  16. سلام.من در اراک زندگی میکنم و تحت نظر متخصص لعصاب و روان هستم من دچار وسواس فکری هستم. جدیدا با تغییر محل کارم با اضطراب شدید همراه شدم تا حدی که برخی روزها نمیتونم برم سرکار و این موضوع عذابم میده. در حال حاضر سیتالوپرام و کلومپرامین و ریسپریدون و پروپرانولول استفاده میکنم ولی فکر میکنم در یه نقطه ایست کردم . از شما میخوام کمکم کنید که اگر لازمه من پیش شما بیام فقط از این موضوع که با تغییر شرایط و داروها حالم بد نشه و کارم را از دست ندم. لطفا من را راهنمایی کنید

    1. دارو درمانی تنها بخشی از روند درمان شما می باشد و وسواس فكری با دارو درمانی معالجه نمی شود. شما بايد برای درمان وسواس حتما زير نظر يك روانشناس بالينی متخصص در درمان وسواس در كنار استفاده از دارو نسبت به ريشه كن كردن وسواس اقدام كنيد. در صورت تمايل برای درمان می توانيد نزد بنده مراجعه نماييد.

  17. سلام آقای دکتر وقت شما به خیر
    من همیشه اضطراب شدید و افکار منفی داشتم که روی جسم و فکر من تاثیر خیلی بدی گذاشته و در حال حاضر هم وقتی از منزل میرم بیرون دچار حملات پنیک میشم.
    از عوارض جانبیه دارو میترسم. میخواستم بدونم به نظر شما رواندرمانی مناسب تر هست یا بهتره به روانپزشک مراجعه کنم.
    سپاس

    1. با سلام
      شما ابتدا به يك روانشناس بالينی مراجعه نماييد و در صورتی كه نياز، با نظر روانشناس بالينی برای دارو درمانی تحت نظر روانپزشك ميتوانيد درمان خود را ادامه دهيد.

      1. سلام و خسته نباشید خدمت اقای دکتر من دچار مسخ شخصیت شده ام و بدتر از آن رو همین حالتای مسخ وسواس فکری هم گرفتم الان دارم دارو مصرف میکنم ایا من درمان شدنی هستم؟

  18. سلام آقای دکتر
    من ۲۷ سالمه به شدت استرس میگیرم با کوچکترین اتفاقی من استرس میگیرم به حدی که دستام سرد میشه و تپش قلب میگیرم و تا یه قرص کلرو دیازپوکساید نخورم آروم نمیشم خیلی از این قضیه دارم اذیت میشم نمیدونم چه کار کنم به اعصابم مسلط باشم و اصلا دوست ندارم قرص های آرام بخش مصرف کنم ولی هر چی بیشتر میگذره نیازم به قرص کلرو دیازپوکساید بیشتر میشه دکتر چه کار کنم بتونم استرسمو کنترل کنم و استرس نگیرم خیلی این قضیه آزارم میده ممنون میشم کمکم کنید.

    1. سلام
      با توجه به گفتهايتان، شما دچار اضطراب می شويد نه استرس.
      ابتدا تفاوت استرس و اضطراب را خدمتتان توضيح می دهم تا اين دو را با هم تفكيك كنيم.
      مواردی كه شما گفتيد كه تپش قلب می گيريد و دست و پاهايتان يخ می کند و …. از نشانه های بدنی استرس و اضطراب می باشد.
      حال سوال اين است كه تفاوت استرس و اضطراب در چيست؟
      فردی كه اضطراب دارد، علت دلشوره و علايم جسمانی كه دارد را می داند.
      اما فردی كه استرس دارد، علت دلشوره و علايم جسمانی اش را نمی داند .
      اگر شما اضطراب داريد، برای درمان آن می توانید نزد بنده یا يك روانشناس بالينی مراجعه نماييد.

  19. سلام.. نمیدونم از کجا شروع کنم..پسرم..۲۲ سالمه
    لطفا بعد خوندن این پیام جواب منو بدین تورو خدا..
    من حدود ۶ ماه پیش با شخصی دوست شدم…دختر آزادی بود..
    همه چیز خوب بود تا بعد اینکه بهم گفت قبل از من رابطه جنسی داشته..بعد اون رابطه مون شد دعوا و بحث…
    منم همش فکر و خیال اینکه نکنه دروغ بگه..نکنه با کسه دیگه بوده باشه همیشه باهام بود…اون تایم تو سوپر مارکت کار میکردم…
    تایم کارم زیاد بود..فشار روم زیاد بود…فکر و خیال این خانم هم همش باهام بود..بعضی روز ها واقعا خسته میشدم… من سیگار رو ۲ سال ترک کرده بودم..الکی سیگار میکشیدم..غم باد گرفته بودم….خیلی برام بزرگ شده بود داستان..هم خودم و اذیت میکردم هم اونو..روش حساس شده بودم..
    حس میکردم مغزم خسته است..توان سابق رو نداشتم..
    بعد از مدتی با اون شخص رابطه جنسی برقرار کردم…اما تو طول رابطه همش فکرم درگیر همون افکار بود که باعث شد ازش زده شم.. بعد اون دعوا و بحثمون زیاد تر شد… جدا شدیم از هم..
    بعد جدایی میومد با حرفاش منو آزار میداد و بهم حس عذاب وجدان میداد.. بعد چند هفته دیگه داشت حالم بهتر میشد که یه مقاله تو نت خوندم در باره ایدز… از اون شب به مدت ۲ هفته همش فکر و استرس اینکه نکنه ازش ایدز گرفته باشم باهام بود..
    یهنی استرس و فکر و خیالم جوری بود که زندگیم از حالت روتینش خارج شده بود..نه حال داشتم ساز بزنم ..نه حوصله داشتم برم کلاس دانشگاه…انگار پذیرفته بودم ایدز دارم خودم رو خیلی باخته بودم… فشار عصبی داشتم…تپش قلب داشتم…خانواده و دوستام بهم میگفتن چته تو آخه؟؟. اون که ایدز نداره بهت منتقل کنه..اما من اصلا تو کتم نمیرفت..با اینکه میدونستم درمان داره و آدم نمیمیره..اما باز فکر و خیال میکزدم..تا اینکه آزمایش دادم و منفی شد…بعد اون یکم راحت بودم که بعد چند روز افکار خود کشی اومد تو سرم…نه اینکه بخوام انجام بدم..آخه دلیلی نمیبینم که انجامش بدم…همش فکرم درگیره افرادیه که خود کشی کردن..مثل بازیگرا..خواننده ها..نویسنده ها..
    میگم خودم رو بکشم که چی بشه..چرا باید انجام بدم آخه؟؟
    مثلا تصور میکنم خودم از جایی بندازم پایین از ترس چشامو میبندم..اصلا دلم نمیخواد انجامش بدم..
    اما خیلی بی حوصله شدم..تنبل شدم..همش خوابم میاد…
    میرم بیرون الکی …نمیدونم دارم چیکار میکنم…سر در گم شدم…
    ۱ ماه همش استرس و فکر و خیال شدید با هام بوده..
    مثلا چند روز پیش بابام رفت رشت… گوششیش همراه اش نبود..
    یکم دیر کرد..من تو ذهنم میگفتم مرده حتما… حتما تصادف کرده که دیر کرده..حتی مراسم ختمشم تصور میکردم…
    الان که نگاه میکنم میبینم اصلا عادی نبود افکارم..یعنی دیوانه شدم؟؟
    یا مامانم برا دیسکش حالش بد شد بریدمش بیمارستان… بعد دکترا گفتن احتیاج به عمل داره..گفتن احتمال کم سکته مغزی هست..من دیگه تا ته داستان رو رفتم..خونه رو بدون مامان تصور میکردم..میگفتم بمیره چیکتر کنم! البته بگم قبلا ترس از دست دادن پدر و مادرم میومد تو ذهنم گاهی…
    هر چقدر هم میخواستم افکارم رو خارج کنم از اون موضوع نمیشد..
    میدونستم اشتباه افکارم اما باز نمیتونستم کنترلش کنم…
    تو رو خدا کمک.کنید…این افکار خود کشی من و بی حال و بی رمق میکنه..من هنوز دوس دارم به خیلی چیزا برسم..
    اما الان سر در گمم..نمیدونم چی کار کنم با این وضعم…
    هر چیزی تو ذهن من زیادی بزرگ میشه…و نمیتونم کنترلش کنم..
    از روان پزشک هم میترسم..میترسم دارو شیمیایی بخورم بدتر بشم..یا عوارض بده.. لطفا جواب بدید
    هیچ وقت فکرش رو نمیکردم اینقدر ضعیف باشم..
    تو گوگل خوندم علائم افسردگی و اختلال استرس و اختلال تطابق شبیه حالت من بود..نمیدونم کدومه..
    دیونه شدم آره؟؟
    میرم بیرون میگم میخندم..اما ته ذهنم همش درگیره این چیزاست…میدونم مرگ دست خداست و باهاش کنار اومد..اما الان اینطوری هستم..
    اگه بیماری برا خودم پیش بیاد یا یکی از عزیزام بمیره با این وضع دیوانه میشم?

    1. سلام
      شما دچار وسواس فكری هستيد.
      اين افكار شايد در برهه ای از طول عمر برخی انسان ها به سراغشان بيايد و سريع از ذهن برود كه طبيعی است. اما وقتی اين افكار به سراغ فرد آمده و دائم تكرار شود به گونه ای كه انجام فعاليت های اجتماعی انسان را مختل كند، نشان از وجود وسواس فكری در فرد می باشد.
      اگر وسواس فكری در مراحل ابتدايی باشد و شما بتوانيد بدون دارو با كمك روانشناس بالينی نسبت به درمان خود اقدام كنيد، نيازی به دارودرمانی نمی باشد.
      شما برای درمان به يك روانشناس بالينی متخصص در درمان اختلالات اضطرابی و وسواس مراجعه نماييد.

  20. سلام خسته نباشید همسر من دچار وسواس شدید شستشوهست گاها شستن دستاش یک زبع طول میکشه الان انقدر وقت کم میاره که خونه من مثل زلزله زده هاست همه لباسها روی هم تلمبار شده اشپز خونه بهم ریختس و اجازه کمک نمیده اعتقاد داره که اگه چیزی را جمع وجور کنیم یا تمیز کنیم همه جا را الوده کردیم و شاید باورتون نشه که مصرف اب منزل ما به شدت بالاست که سازمان اب اخطار داده و در حالیه که خونه ما به شدت کثیف و بهم ریختس…ماشین لباسشویی بزرگ گرفتم ولی اصرار داره باید سر جوب یا چاه اب پتو بشوره و میل جنسی هم به شدت پایینه ماهی حداکثر یک بار ان هم با هزار بدبختی.با اینکه افرادوسواس بسیار منزل تمیزی دارن ولی منزل ما به شدت بهم ریختس و گاها من را مقصر میدونه که چند بار من را مشاوره برده یعنی دنبال مقصر میگرده خودش را راحت کنه زمان گرفتم شستن کتری اب ده دقیقه طول کشیده که خسته شد اب را بست که بره حیتط بشوره مجدد هردکتری هم رفتیم فایده نداشته به شدت لاغر شده غذا نمیخوزه یه دکتر رفتیم کمی بهتر شد اون هم به دلیل اینکه حالت خواب اور داشت و کمی چاق شد که تازه کمی قیافش خوب شده بود تا فهمید ار قرصها چاق شده قطع کرد در صورتی که چاق نشده بود در واقع کمی از لاغری شدید خارج شده بود حالا خواهشا بگید چکار کنم ایا علاج داره یا باید بسازم..ممنون

    1. سلام
      شما و همسرتان بايد برای مشاوره بالينی مراجعه كنيد تا بصورت ريشه ای موضوع بررسی شده و پاسخ درست داده شود .
      تلاش ما اين است كه فرد وسواسی را (در صورت نياز به استفاده دوره ای به دارو) متقاعد كنيم و از تكنيك های خاص درمان وسواس برای كاهش و درمان قطعی وسواس استفاده كنيم . و اگر فرد مبتلا به وسواس از دارو خوردن امتناع كرد از طريق درمان تكنيك جلو رفته و ميزان شدت وسواس را كاهش دهيم .
      ولی در برخی از موارد كه بيمار اعتقادی به وسواس داشتن خود نداشته و از درمان شدن امتناع ميكند ، نياز به معرفی از طرفمان جهت بستری می باشد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.